تبلیغات
گروه کوهنوردی طلوع - گزارش برنامه دره کمجل
 

گزارش برنامه دره کمجل

نوشته شده توسط :Amad
چهارشنبه 21 تیر 1391-08:01 ب.ظ

بالاخره بعد از 2 پیش برنامه آماده سازی و تهیه لوازم مورد نیاز، درساعت 10 شب پنج شنبه همه هشت نفر در ترمینال غرب حاضر شدند. به سرعت بارهای گروهی توزیع و چند نکته توسط سرپرست قهار گفته شد. بلیط برای ساعت 10:45 بود اما طبق معمول اتوبوس با 25 دقیقه تاخیر به راه افتاد. شاگرد شوفر جالبی داشتیم یه آقای مسن که اصولا اعصاب نداشت  اول مسیر اتوبوس چی ها توقف کردند و از یک وانت مقدار زیادی نون بار زدند. به نظر برای تامین نون در تعطیلات شمال بود. تا این‌جای کار خوب بود اما اولین مشکل درست در ابتدای جاده چالوس پیش اومد؛ بسته بود. به مرز کلافگی رسیده بودیم. تقریبا مطمئن شدیم امشب بعد از پیاده شدن خواب نخواهیم داشت به همین خاطر سعی کردیم بخوابیم (البته با وجود المیرا کار سختی بود ). ساعت 2 جاده باز شد و ساعت 4:30 از اتوبوس پیاده شدیم. تا نزدیکای 5 بچه‌ها به تعویض لباس و نماز و ... پرداختند و بعد آماده حرکت شدیم. اجازه بدید یکم به قبل برگردیم. برای رسیدن به ابتدای مسیر حرکت باید از روی پلی که در محل تاسیسات سد سیاه‌بیشه است رد شده و به امامزاده‌ای در اون سوی دره رسید وگرنه تنها راه عبور، سرازیر شدن بداخل دره بسیار پرشیب و کشیدن بالا از همان شیب خواهد بود. با وجودی که در دو بار گذشته موفق به عبور شده بودیم اما می‌دانستیم که اخیرا بدون مجوز این‌کار تقریبا غیر ممکن است. پس سرپرست بدنبال مجوز رفت اما به علت وجود دخترها در تیم، نامه از فدراسیون خواستند و مجوز ندادند در حالی که اگر برنامه پسرانه بود مجوز صادر می‌شد. در همین حال از یکی از دوستان فردی معرفی شد که مسیر دیگری برای رسیدن به امامزاده بلد بود. با صحبتی‌هایی که شد تصمیم گرفتیم مسیر جایگذین رو بریم. از این‌جا بود که سرازیر شدیم. ابتدا از پاکوب خوبی عبور کردیم اما زیاد نرفته بودیم که پاکوب تموم شد! طبق راهنمایی پاکوب باید تا کف دره ادامه می‌داشت. با هر سختی بود ( حتی درگیری با آب رودخونه فرعی) به کف دره نزدیک شدیم. من برای بررسی مسیر زودتر می‌رفتم. از کنار رودخونه چالوس که حجم آب زیادی داشت کمی تراورس کردم و از یم سنگ خیس گذشتم که راه عبور مناسبی پیدا کنم. حین برگشت برای ملحق شدن به بچه‌ها وقتی خواستم از سنگ خیس برگردم، ناگهان کمی لیز خوردم اما تونستم خودم رو نگه دارم. تو دلم یکم خندیدم به اتفاقی که در انتظارم بود  تو همین فکر بودم که باز پاهام لیز خورد. دیگه فایده نداشت و افتادنم حتمی بود. خودم رو به آب خروشان سپردم... آب با سرعت زیاد منو از یک پله 1 متری به پایین انداخت که بعد از غوطه ور شدن کامل باز به روی سطح آمادم و بعد از جند بار بالا پایین شدن به سنگ کنار رودخونه چنگ زدم و خودم رو بالا کشیدم. تمام هیکلم خیس شده بود. باتری موبایلم (که به فنا رفت) رو در آوردم و به این فکر افتادم که چجوری خودم رو به اونطرف برسونم. با صدا زدن نوید و رسیدنش کوله را براش پرت کردم و خودم دست به سنگ به بالاتر رفتم. اونجا به فکرم رسید که بچه‌ها به صورت تیرول با طناب از روی رودخونه رد بشن. روش خوبی بود و به نظرم برای بچه‌ها لذت بخش. به هر صورت دوباره همگی به سمت بالا حرکت کردیم و بعد از گذراندن یک شیب کذایی جنگلی به امامزاده رسیدیم. برای من سوال شد که این مسیر (که طی کردنش 4 ساعت به طول انجامید) چه برتری به دره نزدیک سد داشت که اون دوستمون اینو پیشنهاد داد. بچه‌ها اندازه بقیه مسیر تا اول دره کمجل، تا این‌جای کار انرژی مصرف کردند. پس از زمان اندکی که برای صبحانه صرف کردیم در ساعت 10 به سمت کمجل از پاکوب جنگلی حرکت کردیم. یک تراورس جنگلی زیبا. با گذر از کتل معروف قبل دره کمجل، ساعت 2 بعد از ظهر بالای گردنه بودیم. گردنه‌ای که بعدا بسیار خواستنی شد. در طول مسیر جی پی اس را خاموش کرده بودیم چون مسیر رو می‌شناختیم و قرار هم نبود ازش برگردیم. بعد از آن با سرازیر شدن به سمت ابتدای دره به آن رسیده و بعد از خوردن نهار و پوشیدن هارنس و مرتب کردن لوازم، در ساعت 4 بعد از ظهر (بسیار دیرتر از زمان متداول) دره نوردی را شروع کردیم. برای بدست آوردن حداکثر سرعت و همچنین هماهنگی مناسب به 2 تیم 4 نفره تقسیم شدیم که نوید و محسن و امیر و زینب در تیم جلو و بقیه با من در تیم عقب پیش می‌رفتیم. اولین آبشارها را که پیمودیم متوجه شدیم سرعت تیم کمتر از انتظار است و با این سرعت به موقع به کمپ نخواهیم رسید و حرکت در شب ضروری می‌نمود. در گذر از یک آبشار در حوالی تاریک شدن هوا برای سهولت کار بچه‌ها مجبور شدم کارگاه را عوض کنم و این خیلی وقتگیر شد. ازنجا به بعد جلوتر از تیم کارگاه میزدم و پیش می‌رفتم تا محل کمپ را بیابم. خیر تموم شدنی نبود. خیلی عقبتر بودیم. بعد از یک آبشار شبیه مار در دل سنگ، به این نتیجه رسیدم که ادامه مسیر مناسب نیست و در همانجا باید بیواک کنیم. جای خوبی نبود اما میشد در کنار رودخونه شب رو به صبح رسوند. منتظر بچه ها شدم که بیایند. اکثرن زیر فشار آبشار خیس میشدند و در اون لحظه اخرین چیزی بود که آدم می‌خاست. در این‌جا اتفاقی برای یکی از بچه‌ها افتاد و حالش به قدری بد شد که همه تیم برای کمک بسیج شدند. به فکر هر شرایطی افتادیم از جمله تیم امداد، حمل مجروح و .... . با وجودی که تا صبح میلرزیدم اما از فرط خستگی بی وقفه تا صبح خوابیدم. خوشبختانه صبح اوضاع روبراه‌تر شد و کل تیم (هر چند کند و ضعیف و با روحیه‌ای کم) به راه افتاد. در اولین آبشار روبرو که یک پله 4-5 متری بود با کنده شدن درخت کارگاه و سقوط کوتاه من و یکی از بچه ها ضربه روحی دیگری به تیم وارد شد. خوشبختانه آسیب جدی وارد نشد. آبشار بعدی را از بالای آن دور زدیم. دیگه به نزدیکای ظهر رسیده بودیم. اینجا بود که علت نرسیدن به کمپ را متوجه شدم. دیشب با وجود تاریکی از آبشار مار تا اینجا را به صورت دست به سنگ پیموده و برگشته بودم. کل این فرایند بیشتر از 10 دقیقه طول نکشیده بود. اما برای تیم این زمان به بیشتر از 2 ساعت کشیده بود که البته بخشی از آن مربوط به روحیه بچه‌ها بود. در هر حال ادامه این مسیر اصلا جایز نبود و در بهترین شرایط 3 روز دیگه زمان میبرد. تعدادی از بچه‌ها پیشنهاد فرار از دره از جنگل بسیار پر شیب را دادند. تصمیم آسانی نبود. اولا نمیدونستیم دقیقا به کجا خواهیم رسید. دوما مطمئن نبودیم که به دیواره سنگی نرسیم و بن بست نباشد. به سرعت شروع کردم به بررسی هرچی از توپوگرافی منطقه که در ذهنم بود. می دانستم به علت تراورسی که از بالای گردنه تا ابتدای دره، و حرکت در دره در جهت مخالف، شیب جنگلی تقریبا به گردنه می‌رسد. اما مطمئن نبودیم بینمان تپه‌های زیادی نباشد. با جمع بندی تمام این موارد سرپرست نتیجه گرفت که همین شیب را بالا رویم و از دره بگریزیم. تا تونستیم آب برداشتیم و با باز کردن هارنس و لوازم فنی حرکت کردیم و این دقیقا قبل آبشاری بود که از سمت راست آن راهی پاکوب مانند برای رسیدن به کارگاهش وجود دارد. کمی بالا رفتیم که به دیواره‌ برخورد کردیم. تو این مرحله تعدادی از بچه‌ها توهم (illusion زدند و دیواره سنگی رو به صورت خونه دیدند، آن هم با جزئیات کامل (از قبیل وجود صندلی فلزی سفید) . با کمی تراورس دیواره به سمت راست (جنوب) پس از صرف نهار از یک شکاف تیز ریزشی بالا کشیدیم و در دل جنگل به سمت شرق حرکت کردیم. در ساعت 6 بعد از ظهر مطمئن بودیم نمیرسیم پس تصمیم به کمپ گرفتیم. میدانستم که در مسیر درست هستیم اما نمیدونستم چقدر دیگه خواهیم داشت. از آنجا که موبایل در اینجا آنتن میداد شروع به بررسی این موضوع کردیم که از کسی بخواهیم با بررسی گوگل ارث ادامه مسیر را پیدا کند. دوست خوبمون علی بهی بهترین گزینه بود. در تماسی که داشتیم موقعیت خود را به علی دادم. علی بهمون گوشزد کرد که تنها 300 متر تا گردنه فاصله داریم. چون تیم خسته بود من و امیر با کوله به سمت بالا حرکت کردیم که اگر زود به گردنه رسیدیم با موبایل به سرپرست اطلاع دهیم و تیم هم بیاید. اما خیلی بیشتر از اونی بود که فکر میکردیم. به پایین برگشتیم. بچه‌ها برای کمپ به حد مناسبی زمین را تخت کرده بودند. علی باز تماس گرفت که احوال تیم را جویا شود. در اینجا ازش مختصات گردنه را گرفتم. درست بود 300 متر خطی به سمت شرق. پس از خوردن شام (جوجه ) کم کم به خواب رفتیم. صبح پس از خوردن صبحانه به راه افتادیم.راهی نبود که دیشب بسادگی قابل عبور باشد. درحالی که ذخیره آبمان تموم شده بود در انبوهی از مه به بالای گردنه رسیدیم. با وجود خستگی فراوان، از این‌همه زیبایی سیر نمی‌شدیم. آسمانی بس آبی و طراوت بهاری جنگل که در مه غوطه‌ور بود.. ازینجا به بعد فقط رفتن بود و دغدغه دیر نرسیدن. ساعت از 2 گذشته بود که به امامزاده رسیدیم و دیدن صحنه‌ای زننده از نهایت بی خردی مسئولین محترم مملکت عزیزمان. همین امامزاده ای که رسیدن بهش برای کوهنوردان ( که به جرئت کم ضررترین اقشارند) ممنوع است پر بود از ماشین‌های شخصی که حتی به قربانی گوسفند مشغول بودند. دیدن چنین برخوردی از مسئولین سد سیاه‌بیشه واقعا دردناک بود. این مملکت با وجو انسان‌هایی این‌چنین نفهم و بی شعوره که وضعش همینه. به هر حال راه افتادیم و دم نگهبانی گفتند شما اینجا چکار میکنید و زنگ زدیم پاسگاه بیاد و ازین مزخرفات. منم تو دلم گفتم باشه تو خیلی قدرت داری فهمیدیم. کاری نمیتونستند کنند گذاشتند رد شیم. اومدیم لب جاده جالبه که همون نگهبان اومد گفت دفعه بعدی منم با خودتون ببرید منم گفتم مارو راه بدین میبریمتون :D گفت منو ببرین راتون میدم. اینم قانون مملکتی که داریم...پس از کمی معطلی با 2 تا ماشین به سمت کرج و نهایتا تهران برگشتیم.

چند نکته:

1- در این برنامه فهمیدیم هیچ دره‌ای آسان نیست.

2- در پیمایش‌های گذشته دره کمجل برافروختن آتش در کمپ امری لذت‌بخش و بسیار آسان بود اما این‌بار به علت بارش‌های پیاپی روزهای گذشته و همچنین مه غلیظ که در دره بود آتش پا نمیگرفت و نتوانستیم آتش مناسبی در هر دو شب داشته باشیم.

3- دره نوردی مثل تمام فعالیت‌های فنی دیگر توانایی خاص خودشو می‌خواهد و زمان پیمایش بسته به تیم می تواند بسیار متفاوت باشد.

4- سرپرست برنامه رو تحسین می‌کنم که تصمیم‌های درستی گرفت و صبر بسیار زیادی داشت. ممنون

5- بچه‌های تیم صرف نظر از موارد کوچیک در مشکلات پیش آمده بسیار خوب عمل کردند و کلیت تیم انسجام داشت. از آن‌ها هم متشکریم

6- به عنوان مسئول فنی، لازم است بگویم که در زمان بندی و تخمین سرعت تیم در تمرینات اشتباه بزرگی مرتکب شدم. همچنین کارگاهی که کنده شد نتیجه اشتباه من بود در سنجیدن میزان استحکام آن (اگرچه اگر آبشار بلندی بود قطعا بیشتر توجه می‌کردم). از این بابت از همتون عذر می‌خواهم و خوشحالم برنامه به سلامت به پایان رسید.

7- فرار از دره کمجل تابحال گزارش نشده است و بعید می‌دونم کسی تا بحال این‌کار را کرده باشد. از این جهت یک کار نو انجام دادیم :)

8- جنگلی که پیمودیم (از دره تا گردنه) بسیار بکر بود و هیچ اثری از انسان در آن یافت نشد. به قول المیرا دیگه زیادی بکر بود 

9- از علی بهی به خاطر کمک بسیار ارزنده و همچنین نگرانی که بابت تیم داشت سپاسگذاریم.

10- نمی‌تونیم بگیم جای دوستان تو این برنامه خالی بود. اما ما همیشه به یادتون بودیم و به آسایشی که داشتید حسودی می‌کردیم:) هر چه بود گذشت و برای ما تجربه بسیار ارزشمندی بر جای گذاشت.

11- منتظر نظرات سازنده و غیر سازنده شما عزیزان ( اعم از طنز، هزل، هجو، تمسخر، فکاهی، پیشنهاد و انتقاد) هستیم. تنها خط قرمز، سخن توهین آمیز به دیگران است.

 

هزینه برنامه:

غذای گروهی 48000
بیمه مسئولیت برای 8 نفر و3روز 38000
بلیط اتوبوس رفت 76000
ماشین برگشت 67500
وسایل استفاده شده در ترمیم کارگاه 3500
تنقلات برگشت 15000
استهلاک وسایل برای هر نفر 5000جمعا 40000

جمع هزینه:288000
هزینه هر نفر:36000

اعضا شرکت کننده:

نوید بیگی (سرپرست)

محسن مقصودی

المیرا حسن بیک

میلاد تاجمنش

صمیم بهرامی

زینب کاشانی

امیر محمد خان

احمد قاسمی (مسئول فنی)

 

دوستدار همه شما

احمد قاسمی 





نظرات() 


chocolate
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 02:38 ب.ظ
An outstanding share! I've just forwarded this
onto a coworker who has been conducting a little homework on this.
And he actually bought me lunch simply because I discovered it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thank YOU for the meal!!

But yeah, thanks for spending time to discuss this issue here on your web page.
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 02:40 ب.ظ
Have you ever thought about writing an e-book or guest authoring on other websites?
I have a blog based upon on the same topics you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my audience would enjoy your work.

If you are even remotely interested, feel free to shoot
me an e mail.
Buy generic cialis
شنبه 18 فروردین 1397 11:51 ب.ظ

Regards. Lots of info!

we choice free trial of cialis cialis baratos compran uk warnings for cialis brand cialis nl cialis canada cialis in sconto cialis farmacias guadalajara cialis generika in deutschland kaufen buy original cialis viagra vs cialis
Cialis canada
جمعه 3 فروردین 1397 02:32 ق.ظ

You actually said it very well.
cialis generico postepay cialis prices click here cialis daily uk side effects of cialis acheter cialis meilleur pri cialis pas cher paris cialis price in bangalore cialis dosage amounts generic for cialis cialis 10 doctissimo
سرعت سایت
شنبه 14 بهمن 1396 09:47 ب.ظ
ممنون مطلب خوبی بود
Bradley
جمعه 17 آذر 1396 09:15 ب.ظ
This is very interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your magnificent post.
Also, I've shared your website in my social networks!
دانلود آهنگ
دوشنبه 6 آذر 1396 11:56 ق.ظ
مطلب خوبی بود
std testing
شنبه 13 آبان 1396 07:16 ب.ظ
سلام من خیلی سپاسگزارم وب سایت شما را پیدا کردم، من واقعا شما را پیدا کردم
اشتباه، در حالی که من در مورد بینگ برای چیز دیگری جستجو کردم، صرف نظر از اینکه من در اینجا هستم و فقط
می خواهم بگویم برای یک پست فوق العاده و تمام دور تشکر می کنم
وبلاگ هیجان انگیز (من نیز دوست موضوع / طراحی)، من
وقت آن را ندارید که همه را در لحظه مرور کنید اما
من آن را نشانه گذاری کرده ام و همچنین فید RSS شما را در بر داشتم، پس وقتی من هستم
زمان من دوباره به خواندن یک معامله بیشتر، لطفا نگه دارید تا کار فوق العاده است.
How much does it cost for leg lengthening?
شنبه 8 مهر 1396 02:20 ب.ظ
Hello, i read your blog from time to time and i own a similar one
and i was just wondering if you get a lot of spam feedback?

If so how do you reduce it, any plugin or anything you
can advise? I get so much lately it's driving me mad so any assistance is very much appreciated.
What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:22 ق.ظ
Hey I am so grateful I found your blog page, I really found
you by error, while I was looking on Yahoo for something else,
Anyhow I am here now and would just like to say thanks for
a incredible post and a all round entertaining blog (I also love the theme/design), I don’t
have time to read it all at the minute but I have book-marked it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a
lot more, Please do keep up the excellent b.
feet problems
شنبه 25 شهریور 1396 08:06 ق.ظ
Hi there colleagues, how is the whole thing, and what you wish for to
say on the topic of this article, in my view its genuinely awesome designed for me.
florenceyorty.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:29 ب.ظ
It's amazing in support of me to have a website, which is useful in favor of my experience.
thanks admin
leighkishi.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 08:46 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your blog and in accession capital to assert that I acquire in fact enjoyed
account your blog posts. Anyway I'll be subscribing to your feeds and even I achievement you access consistently fast.
http://myrtiswellington.hatenablog.com/archive/2015/09/23
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:57 ق.ظ
If you want to increase your knowledge only keep visiting this web page and be updated with the latest
news update posted here.
Foot Issues
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:39 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you
make this website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz reply as I'm looking to construct my own blog
and would like to find out where u got this from.
appreciate it
Jude
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:08 ق.ظ
Howdy! Quick question that's totally off topic. Do you know how to make your site mobile friendly?
My web site looks weird when viewing from my iphone.
I'm trying to find a theme or plugin that might be able to fix this problem.

If you have any suggestions, please share. Appreciate
it!
manicure
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 06:22 ب.ظ
It's difficult to find educated people about this subject, however, you seem like you know what you're talking about!

Thanks
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:07 ب.ظ
I've been browsing online more than three hours today, yet I never found any
interesting article like yours. It is pretty worth
enough for me. Personally, if all site owners and bloggers made
good content as you did, the web will be a lot more useful than ever before.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:55 ب.ظ
An outstanding share! I've just forwarded this onto a colleague who
had been conducting a little homework on this.
And he actually ordered me lunch due to the fact that I stumbled upon it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!! But yeah,
thanks for spending some time to discuss this subject here on your blog.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 11:42 ق.ظ
What's up, this weekend is good in support of me,
as this time i am reading this great informative post here
at my residence.
مهرداد
پنجشنبه 30 شهریور 1391 09:52 ب.ظ
باسلام،جالب بودفرارازدره!من این برنامه رو رفتم فوق العاده سخته،در شرایطی بهتر میشه که تو گروه ۴-۵نفره برین،ما که رسیدیم کف جاده هزارچم همدیگه رو بغل کردیم گفتیم خدارو شکر که زنده ایم
محسن
چهارشنبه 28 تیر 1391 03:44 ب.ظ
بنظر من ما تو هیچ قسمتی از برنامه قبل از خروج از آبشار عالی نبودیم،حتی خیلی خوب هم نبودیم.
میلاد
چهارشنبه 28 تیر 1391 02:41 ب.ظ
خوب برنامه آبشار ینی آمادگی جسمی و روانی فرود در شب و همه اون اتفاقاتی که افتاد
eli
دوشنبه 26 تیر 1391 10:04 ق.ظ
میلاد قبول دارم من از کمجل تصور دیگه ای داشتم.به نظرم .برای شروع کنیونینگ باید یه آبشاری انتخاب بشه که شانس فرار در صورت آسیب جدی باشه ولی شاید چنین آبشاری رو ما نمی شناختیم.منظوره من تواناییهای ما با همون تمرین کمه که فک کنم خوب بود.ما تا زمانی که به شب نخورده بودیم خیلی عالی بودیم.مشکل همون مسیر امامزاده بود که در پیش مشکلات جدی ترو آورد.ولی خوب توانایی بدنی و روحیه بیشتری می خواست قبول دارم
میلاد
دوشنبه 26 تیر 1391 09:25 ق.ظ
کمترین درسی که می تونیم بگیریم اینه که باید بیشتر تمرین کنیم بعد بریم برنامه همین تیم اگه بیشتر تمرین می کرد همه گزارش برنامه های 4 گروهی که قبلا رفته بودن رو می خوندن (همه شرکت کننده نه فقط سرپرست بخونه بیاد تعریف کنه) خوب آدم بدونه چه برنامه ای داره می ره واسش برنامه ریزی می کنه اگه توانایی بدنیش کمه یه برنامه تمرین دو یا هر برنامه ای که میتونه توانایی بدنیش رو بالا ببره انجام بده اگه فنی ضعیفه بشینه جزوه ها رو بخونه اگه تو فرود رفتن ضعیفه با سرپرست هماهنگ کنه 2 تا برنامه تمرین اضافی بزاره تمرین کنه خلاصه اگه توانایی بدنی کافی نداریم خوب نباید بریم آبشار خودمونم بهتر از هر کس وضعیتمون رو می دونیم خودمون ببینیم می تونیم این برنامه رو بریم یا نه بعد اگه سرپرستم صلاح دید بریم برنامه نه فقط چون دوست داریم بریم آبشار
میلاد
دوشنبه 26 تیر 1391 08:46 ق.ظ
الی واقعا فک نمی کنی تیمی که رفت آبشار نه توانایی بدنی و نه توانایی روحی کافی واسه این برنامه رو داشت البته همه افراد رو نمی گم ولی موردی بچه ها هم تو روحیه کم آوردن هم تو توانایی روحی روانی
الی
دوشنبه 26 تیر 1391 01:54 ق.ظ
در ادامه صحبتای محسن باید بگم نرسیدن ما به کمپ چند دلیل داشت که همونطور که احمد گفت 1-اول به دلیله شلوغی مسیر و بسته بودن راه ما یه تایمیو از دست دادیم 2-دوم و مهمترین دلیل مسیر امامزاده بود . مسیری رو که میشد از روی پل بدون خستگی طی کرد ما طی 4 ساعت رسیدیم و از اون مهمتر خستگیه بعد اون به علت مسیری که مجبور شدیم وارده دره شیم و دوباره صعود کنیم بود.اگر این دو مشکل نبود به جرات میتونم بگم ما به شب نمی خوردیم،مشکلات عبور از شبو نداشتیم..و شب راحت می خوابیدیم(من شخصا تا صبح نخوابیدم)وحتما از دره در میومدیم.با این حال به نظرم همه و همه عالی بودن.شاید دیگرانی که تو برنامه نبودن با شنیدن مشکلاتمون قضاوت سریع کنند ولی برنامه و بچه ها عالی بودن.روحیه ما تا آخرین روز حفظ شد و کما اینکه تجربه خروج از دره و بیواک شاید واسه بقیه هیچ وقت پیش نیاد
ببخشید پرچونگی کردم.بازم از احمد ونوید تشکر می کنم
محسن
دوشنبه 26 تیر 1391 12:45 ق.ظ
با سلام به همه و تشكر از همه مخصوصا سرپرست این برنامه دوس داشتنی و خیلی مخصوصا از مسئول فنی بابت زحماتش قبل،حین و بعد از برنامه.
چنتا نكته رو من هم اضافه كنم،یكی اینكه فك میكنم یكی از چیزهایی كه خیلی روی سرعت ما اثر گذاشته بود و بعدا باعث دردسر بیشتر هم شد حجم بالای آب رودخونه بود و همچنین رطوبت شدید هوا. بد نبود به طنابی كه روی كارگاه آبشار ماری شكل ثابت كردیم و دیگه برش نگردوندیم هم اشاره میشد،البته از بعد آموزشیش. همچنین بنظر من یكم اطلاعات جغرافیایی اضافه بشه مخصوصا درمورد راه فراری كه تجربه كردیم خیلی خوب بود.
samim
یکشنبه 25 تیر 1391 11:20 ب.ظ
احمد جان ممنون بابت گزارش برنامه، جامع و کامل بود
بنظرم این برنامه نکات فنی و اخلاقی زیادی داشت، که من به شخصه دوست داشتم یک جلسه ی حضوری در موردش می داشتیم، که نشد!
در هر صورت بازم به همگی خسته نباشید می گم؛ خصوصا سرپرست بزرگوار، و مسئول فنی که دیوار صاف رو هم بالا می رفت!
راستی من برنامه رو خیلی دوس داشتم و خیلی بیش تر از برنامه های به اصطلاح گلگشت بهم خوش گذشت
نوید
یکشنبه 25 تیر 1391 10:52 ب.ظ
اون لباس شانسش بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox