تبلیغات
گروه کوهنوردی طلوع - گزارش صعود قله شاهوار
 

گزارش صعود قله شاهوار

نوشته شده توسط :الی اچ بی
جمعه 17 خرداد 1392-10:04 ب.ظ

گزارش صعود به قله شاهوار

واقع در شاهرود

مسیر:حرکت از تهران به گرگان با قطار،سپس توسط مینی بوس از گرگان به سمت سمنان،شاهرود،روستای تاش

مدت برنامه :2 روز

ارتفاع :3903

مختصات:

sn.36.34

Eo54.45.49.2

               

از صفحات کاغذ سفید مقابلم دستگیرم میشود که ذهن اینجانب از خاطرات شیرین کمرنگ گشته و از شرح مو به موی وقایع ناتوان گشتم ولی خوب وظیفه خطیری است که سرپرست محترم بر گردن بنده نهاده اند.به دفتر چه ارغوانی رنگم که همراه همیشگی من در این سفر بود گوشه ی چشمی انداخته تا روی انابه ای سرپرستمان را سفید کنم

باز هم وعده ی همیشگی ما ریل است.در ساعت 21.50 .این بار با سه عضو جدید ،درویش صفت و نازنین .سوار بر رخش آهنی از تهران به سمت گرگان به راه افتادیم.شام های خوشمزه مان را در یک طرفه العین خورده شد.البته عجیب که اینبار احمد رژیم بود.بر عکس ما که دست رد بر سینه ی هیچ خوردنی نمیزدیم هیچ نخورد و ما را بسیار نگران کرد

خلاصه این بحر طویل را کش ندهم شب قطاری ما به پایان رسید .ساعت 7.30 از خواب شیرین و شاهانه با صدای مامور قطار بیدار شدیم به خطه ی همیشه سر سبز گرگان سلام فرستادیم.به ایستگاه آشنای گرگان که رسیدیم چشممان به جمال دوستان گیلانیمان روشن شد که به استقبالمان آمده بودن.الحق والانصاف که چه مهربان وصمیمی اند. .مینی بوس هم در کنار ایستگاه به انتظارمون ایستاده بود و ما را به سمت جاده سرسبز توسکستان با آن هوای به یاد ماندنی مه آلود اش برد.مه آنچنان غلیظ بود که گاهی شک میکردیم راننده از حفظ می راند یا شاید چشمان مصلح به مه شکن دارد. این جاده چنان من را شیفته و شوفته ی خود کرد که متوجه نشدم کی جاده ی رویاهایم به اتمام رسید و کی آن همه سرسبزی جای خودشان را به دشت دمن داد.

حرکت ما از گرگان به سمت سمنان بود در میان راه از روستاهی چهارباغ و چاکوه گذشتیم.در مقابلمان رشته کوههای کهکشان قرار داشت که یکی ازقلل آن هدف این تیم پر توان ما بود.البته با دیدن این رشته کوهها حساب کار دستمان آمد و ماستهایمان را سخت کیسه انداختیم.

ساعت 11.20 بود که به روستای ییلاقی تاش رسیدیم.کنار ساختمان سفید2طبقه ای توقف کردیم.تابلوی کوچکی در بالای آن نصب شده بود که به سختی خوانده می شد"خانه کوهنوردان سال تاسیس 1380" وچیزهای دگر.

وارد شدیم طبقه اول سرویس بهداشتی و یک اتاق و آشپزخانه و حمامی که مورد استفاد واقع نشد و در طبقه دوم نیز 3 اتاق که یکی از آن ها بزرگتر ویک سرویس بهداشتی که ماجرا ها داشتیم با درش که یا بسته نمی شد یا اگر هم میشد دیگر تو را نمی هلید.خلاصه محبوس شدن در مستراب هم تجربه خودش را در این سفر داشت

پس از رفت وروب منزل به شکم هایی که داد از گشنگی میزدند رسیدیم و طعم خوش غذای خانگی در سفر را مجدد چشیدیم.

بعد از کمی استراحت و بازی ها ی خبیث ساعت 4.30 بود که چشممان مجدد به جمال یاران چکادیمان روشن گردید و یک شور و نشاطی همراهشان در هوا معلق شد.

بعد از یک دور هم نشینی وصرف چای چکادی تصمیم به هم هوایی کردیم .ساعت 17.30 به بالا کشیدم.منظره روستای تاش از بالا بسیار زیبا بود.چند عکس یادگاری دخترانه زیبا که همیشه دلهره داری قاب صورتی نه از جنس خودت آن پشت مشت ها نفس میکشد.و شاید این حضور را بسیار دوست

داریم

کم کم وقتی رنگ زرد بی رمق غروب، کوهها و تپه ها را بو میکشید به هم هوایی خود خاتمه دادیم و کم کم پایین آمدیم.

به خانه که رسیدیم کمی استراحت کردیم که صدایی از جنس تولد می آمد.تولد رابرت عزیز بود و یه احساسی شیرینی به شیرینی کیکی که خودش آورده بود که نفهمیدیم دست پخت کدام کدبانویی بود وکادویی سبز از نوشته های دکتر شریعتی و بعد شام خوش مزه که زحمت دوستان بود .

ساعت 11 شب بود که تصممیم گرفتیم زودتر استراحت کنیم .پیه زود بیدار شدن صبح را بر بدن مالیده بودیم .شب آرام را گذراندیم و4صبح با صدای بچه ها که سلسل القول گرفته بودن گویی اتافی رخ داده بیدار شدم.اینجوری میگفتند که باران باریده.انقدر باران باران کردند که دچار یک مالیخولیای دسته جمعی شدیم بعدا کاشف به عمل آمد که هوا بسیار هم مساعد است و نمه بارانی شب آمده بوده فقط دل برخی مثل آقا محسن بیچاره بود که قنج می رفت و صابون زده بود که قله زدن کنسل شده وبه خواب شیرینمان ادامه می دهیم.

با دل خوش صبح سحر ،جسته زجا مثل فنر،جامه خود کرده به بر،کوله گذاشته بر کمر،رفته خوش  خرم از خانه به در.

5.30 بود که نیسان آبی رنگ که رخش ما بود برای رساندنمون به بالاترین بیس کمپ جلوی در انتظارمون را می کشید.نیسان سواری علی الخصوص زمانی که ارتفاع بیس کمپ را تا حدی زیادی بالا می برد کیفی دارد.نیسان هم البته در آن ورطه خاکی پر شیب چندین بار کم آورد ولی انصافا ما را به انتهای جاده رسانید که مسیری از معدن های سنگ بود.

شروع کوهنوردی ما از انتهای جاده شروع شد جایی که در حال راه سازی بودن. همان ابتدای امر احساس عجیبی داشتم مثل نابینایی که به نور چنگ میزنه نفس هایم هوا را می دزدید .جدی نگرفتم بعدا فهمیدم ارتفا ع مرا زده .

 در ابتدای حرکت مقدمات راه سازی مشهود بود .مواد منفجره برای باز کردن راه، مسیر ما را دیدنی کرده بود.بعد از بالا رفتن از یک کتل متوجه امری شدیم .راه را اشتباه آمده بودیم.یاد گزارش برنامه ای که خونده بودیم افتادم که چه تاکیدی داشت مسیر درست قبل از اتمام جاده از یک دوراهی است که ما ردش کرده بودیم .گویا خودشان هم تجربه مشابهی داشتند.ولی از آن جا که الصبر مفتاح الفرج  از بالای همان کتل مسیر درست جهت یابی شد و با کمی تاخیر در مسیر اصلی افتادیم.

ساعت 8.20 بود صبحانه ی مختصری صرف کردیم و همان جا بود که یکی از دوستانمان به دلیل صدماتی که سابقا از کوهنوردی خورده بود ناچارا با ما همراه نشدند .

خوردن صبحانه ممد شد که حال اینجانب را منقلب کند و هر چه بالاتر رفتم آثارش رفته رفته در وجناتم بیشتر ظاهر شد و حتی پیشنهاد برگشت هم به من داده شد که خیره سری کردم و ادامه دادم.البته در حال حاضر از تصمیم خود بسی خرسندم فقط خون جگری بود که نوید وضیا برای رساندن این بنده ی حقیر نوشیدن و این دو نفر آدم هم از آن همه رویای دل انگیز مسیر خیری ندیدند به جز درد من و حال بده بنده  و هر کار که کردند بهر زدن قله ی من بود واندر عوض سود ،کشیدند بسی رنج وبسی کوله ی سنگین.

فقط میتوانم بکنم من تشکر با این وضعیت ننگین.

مسیرقله هر چه میرفتیم انگار دور تر می شدیم وهمیشه قله، پشت کتل بعدی بود و من نفهمیدم این کتل نهایی کی رسید ولی بالاخره در انتهای مسیر که مه غلیظی گرفته بود پرچم گره خورده را از دور دیدیم و هر چه به انتهای مسیر نزدیک میشدیم برف و مه بیشتر می شد .

من با کمی لکنت حضور آخرین نفری بودم که به قله رسیدم .بعد از اون همه قمپز کوهنوردیم حالا باید خر بیارم و خجالت بار کنم.

ولی قله حالم را منقلب کرد.با دیدن قله سبز شد شجرهای درونم و داد نویدم .گشت چنان جلوه گر و یافت جهان زیبا فر ولطف صفایی دگر و کرد غم ودرد و محن از دل به در و شدم چون گل خندان به شبستان و گلستان که بسی روح امید است در این قله ی زیبا .در قله پر بود از دوستی، موفقیت، خوشحالی دوستام و خواهرم.چای مهران.خربزه نوید و همه چیزهای خوب دگر

عجیب حالم بهتر شده بود.

برای به موقع رسیدن به قطار ساعت21.50 سریع برگشتیم.ساعت16.30  به خانه کوهنوردان رسیدیم و بعد از جمع کردن وسایل سوار مینی بوسمان شدیم و به سمت راه اهنی که ما را با خود به کلانشهرمان میبرد رهسپار شدیم در بین راه دوست صمیمیمان که ملقب به اسکای من بود خاطرات سفر های خوشی را زنده کرد.دوستی با لباس مقدس حلال احمر که پایان سفر ما را زیباتر کرد

سوار قطار شدیم و مارا با خود به انتهای سفر برد یک وخاطره شیرین دیگر در دالان های حافظه ام خانه کرد و چقدر دوست دارم تک تک این خانه ها را.

در انتها عذر خواهی میکنم به علت تاخیر در نوشتن این گزارش و بسیار تشکر میکنم از تک تک دوستان و بیشتر از سرپرست که برنامه ی خوبی را با تمام مشغله هایشان برگزار کردن و اینکه  همه ی افراد به جز یکی از دوستانمون به علت صدمه ی جسمی که از قبل داشتن بقیه به قله صعود کردند و مجددا از نوید ضیاء و میلاد بابت کمک هاشون متشکرم.به امید پابرجا ماندن طلوع





نظرات() 


Stone Janah
چهارشنبه 30 خرداد 1397 08:36 ب.ظ
Τhіs article is trսly a gooԁ one it assists new tһe
web people, wһo are wishing in favor ⲟf blogging.
Wyatan
چهارشنبه 23 خرداد 1397 10:47 ب.ظ
Hi tһere tο alⅼ, how is all, I think evvery one iѕ gеtting more from thiѕ
site, аnd your views ɑre fastidious in favor of neᴡ people.
Buy cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 01:12 ب.ظ

Truly quite a lot of fantastic material!
acheter du cialis a geneve best generic drugs cialis cialis super kamagra cialis daily dose generic cialis with 2 days delivery tadalafil generic only best offers cialis use buy brand cialis cheap cialis online holland cialis wir preise
Generic for viagra
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 08:19 ب.ظ

With thanks, Good stuff!
buy real viagra buy cheap viagra online usa can i buy viagra without prescription find viagra viagra generic levitra online pharmacy viagra pharmacies cheap viagra pharmacy how to buy viagra without prescription buy viagra online paypal get prescription for viagra
depforce review
جمعه 31 فروردین 1397 07:36 ب.ظ
Siply wizh too sayy youjr article iis aas astonishing.
Thhe cclearness inn yoyr poost iss sijply spectaculazr annd i could aszume youu aare aan expedt oon tbis
subject. Fiine with your permussion lett mme tto grab yoyr fered too
krep uup too daqte wth forthcomning post. Thannks a millin andd pleaqse
keepp upp thhe gratifyihg work.
Johnson Aly
شنبه 11 فروردین 1397 11:10 ق.ظ
My programmer is trying to persuade mme to move to .net from PHP.
I ave always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on numerous websites
for about a year and am nervous about switching to another platform.
I have heard very good things aboout blogengine.net. Is there a
way I can import all my wordpress content into it?
Any kind of helkp would be greatly appreciated!
mezo
دوشنبه 6 فروردین 1397 05:24 ب.ظ
Appreciate thiѕ post. Lеt mе ttry it ᧐ut.
Cialis canada
جمعه 3 فروردین 1397 12:00 ق.ظ

You suggested that superbly.
generic cialis levitra buying cialis on internet cialis 20 mg cialis et insomni cialis therapie cialis generico milano comprar cialis navarr cialis authentique suisse buy cialis online nz callus
Bridgett
جمعه 1 دی 1396 04:19 ب.ظ
This website is really a walk-through rather than the knowledge you
wished concerning this and didnt know who to ask. Glimpse here,
and youlpl absolutely discover it.
Kristie
جمعه 17 آذر 1396 09:23 ب.ظ
I simply couldn't leave your website before suggesting that I extremely loved the usual information an individual provide for your guests?
Is going to be back regularly to check up on new posts
What do you do when your Achilles tendon hurts?
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:06 ب.ظ
My family always say that I am killing my time here at web,
except I know I am getting familiarity every day by reading thes fastidious posts.
http://janececil.weebly.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:30 ب.ظ
I savour, result in I found exactly what I used to be looking for.

You've ended my 4 day lengthy hunt! God Bless
you man. Have a nice day. Bye
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:09 ق.ظ
Terrific post but I was wondering if you could write a litte more on this subject?
I'd be very thankful if you could elaborate a little bit further.
Kudos!
Jordan
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:09 ب.ظ
Outstanding story there. What happened after?
Good luck!
genieprice.jimdo.com
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:30 ق.ظ
Very soon this site will be famous among all blogging visitors, due to it's good articles
Foot Pain
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:41 ق.ظ
Have you ever thought about publishing an ebook or guest authoring on other blogs?
I have a blog based on the same subjects you discuss and would really like
to have you share some stories/information. I know my subscribers would
enjoy your work. If you are even remotely interested, feel free to send me an e-mail.
Zita
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 02:10 ق.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added I get three emails with the
same comment. Is there any way you can remove people from that service?
Bless you!
Marcia
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:04 ب.ظ
It's genuinely very complex in this full of activity life to listen news on Television, so I simply use world wide
web for that reason, and get the most recent information.
Antje
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:44 ق.ظ
Quality content is the secret to be a focus for the users to go to see the web site,
that's what this website is providing.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:17 ب.ظ
Hi, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just wondering if you get
a lot of spam comments? If so how do you protect against it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me insane so any support
is very much appreciated.
الهه اسعدی
چهارشنبه 29 خرداد 1392 12:01 ب.ظ
:* الی جونمی.... خسته نباشی .... همه چی عالییی... دست همه کسایی که مارو به قله رسوندن درد نکنه خصوصا میلاد تاجی... دمت گرم
پاسخ الی اچ بی : مرسی از تو دست جونم:*
مهناز
چهارشنبه 29 خرداد 1392 03:24 ق.ظ
الی جان متن فوق العاده ای بود..لذت بردم.. و لحظه ای حس کردم دوباره همون جا هستم..به امید روزهای زیباتر در کناردوستان
پاسخ الی اچ بی : ممنون مهناز جونم.اشالله:)
محمود
دوشنبه 27 خرداد 1392 12:18 ب.ظ
داش حسن، ما خیلی چاکریم
هدیه که قابلتو نداشت.
مسیر انحراف هم چیز خاصی نبود، ممکنه در هر برنامه ای پیش بیاد.
اما از اینکه وسط راه موندی و با ما نیومدی و بدون هماهنگی موندی، کار خوبی نکردی جیگر!
دوشنبه 27 خرداد 1392 02:15 ق.ظ


درود بر الی به خاطر قلم خوبش!
(کاتبه دیگه، تاریخ نگار خوبیه)

الی!
ازینکه تولد منو توی گزارش ماندگارت آوردی ممنونم.
کیک رو هم خواهرم درست کرده بود.

تشکر فراوان از همه دوستان عزیزم.

و یه تشکر ویژه ی کوچولو از احمد بهراد، هم بخاطر برنامه ش و هم بخاطر هدیه ش!

و
عذرخواهی فراوان بابت انحراف مسیری که اول صبح داشتیم.


پاسخ الی اچ بی : خواهش می کنم رابرت جان:)
سمیرا
جمعه 24 خرداد 1392 12:28 ب.ظ
مرسی از المیرا عزیز
بابت گزارش برنامه و قلم نگارش زیباش
:)
پاسخ الی اچ بی : مرسی ازت خواهری:*
میلاد
پنجشنبه 23 خرداد 1392 12:32 ق.ظ
مرسی گزارش برنامه
امیر :)
چهارشنبه 22 خرداد 1392 01:19 ق.ظ
:)
ما که قسمت نشد بتونیم بیایم ولی با خوندن گزارش، دلمان قلقلک شد :)
پاسخ الی اچ بی : :)
نوید
سه شنبه 21 خرداد 1392 08:12 ب.ظ
من اعتراض دارم نفر آخر من بودم
تبریک به سرپرست و بچه ها برای این صعود 100 درصدی
مرسی از کاتب با این قلمش که با اون حالش بازم از دفترچه ارغوانیش غافل نمیشد
پاسخ الی اچ بی : مرسی از شما :) اعتراض هم وارد نیست:)
امیر :)
شنبه 18 خرداد 1392 06:11 ق.ظ
:)
احمد بهراد
شنبه 18 خرداد 1392 12:15 ق.ظ
بسیار متشکرم بابت گزارش برنامه،بسی خوشحال از داشتن چنین دوستانی که بر مسئولیت خویش تعهد دارندو به انجام آن مقید، با این همه مشغله کاری!
ای کاتب، یک جمله از همه بر بالای قله پرسیدی و قرار شد که در گزارشت بنگاری، البته من به شما حق می دهم، مشغله کاری فراوان و در نتیجه فراموشی!
باز هم متشکرم بابت گزارش ادبی و این همه ذوق و سلیقه.
پاسخ الی اچ بی : منم از شما متشکرم.نه احمد جان فراموشی نبود همشونو در دفترچم ثبت کردم منتهی یکم سانسوری داشت واسه همین کلا نذاشتم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox